𝓘𝓬𝓮 𝓐𝓶𝓮𝓻𝓲𝓬𝓪𝓷𝓸

بگذار برایت آن کسی باشم، که فریاد میزند؛ "هیچکس نیست!"
۴۶ مطلب با موضوع «روزانه نویسی» ثبت شده است
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂 Thursday, 13 Mordad 1401، 12:45 AM

یه جایی

ولی یه روزی،

یه جایی، 

یه جوری تلافی تک تک دفعاتی که خوردم کردی،

باعث شدی از خودم بدم بیاد، 

باعث شدی گریه کنم،

باعث شدی به خودم آسیب بزنم،

باعث شدی تا مدت ها نتونم هیچ کاری کنم،

باعث شدی از ریسک کردن متنفر شم،

رو سرت درمیارم

که نفهمی از کجا خوردی...


+میشه یکم حرف بزنیم؟

خوشمزه اونی پونیو *-* خوشمزه اونی پونیو *-* خوشمزه اونی پونیو *-* خوشمزه اونی پونیو *-* 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ناشناس ناشناس Dragon ‌ ‌ ناشناس برسام محمدشاهی برسام محمدشاهی برسام محمدشاهی
Last Comments :
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂 Tuesday, 11 Mordad 1401، 09:18 PM

نشد...

شد شد، نشد می‌رم به اونی که چند شب پیش پیشنهاد شوگر ددی بودن رو داد میگم غلط کردم گفتم نه😂😂

+اخرین تلاش هام برای متقاعد کردن خودم که کنکور هیچ اهمیتی نداره

++امروز هیچ کاری نتونستم بکنم:)) همش پای گوشی بودم اعصابم خورد بود

‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱ 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱ 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱ 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱ 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱ 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱ 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 Luna ‌‌‌ 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 Luna ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 Luna ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 Luna ‌‌‌ 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 Luna ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 Luna ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 برسام محمدشاهی برسام محمدشاهی گلی 🍀🍓 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶
Last Comments :
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂 Tuesday, 28 Tir 1401، 11:54 PM

چالش دو زندگی

این چالش اینجوریه که یه فضا رو مشخص می‌کنید بعد توش از دید دونفر یه پاراگرف می‌نویسید، نفر اول، کسیه که تازه عاشق شده و عشقش بهش پیشنهاد داده، نفر دوم آدمیه که تازه طلاق گرفته. اگه چالشو انجام دادید لینکشو همین زیر کامنت کنید که اضافش کنم به پست^^ ایده این چالش هم از کتاب "کاش وقتی 20ساله بودم میدانستم" هستش

دعوت میکنم از: لیل، آیسا، گلی و هرکس دیگه ای که این پست رو میبینه و دوست داره توش شرکت کنه

هندزفری‌ش رو توی گوشش میزاره و با لبخند برای آهنگ غمگینش شکلک درمیاره و میگه امروز نه!یه آهنگ شاد پلی میکنه و با خوشحالی به حلقه توی دستش نگاه میکنه و نخودی میخنده. امروز همه شهر شاد تر بنظر میرسید رنگ‌ها پررنگ تر از معمول بود آدم‌ها خوشحال تر از روزهای دیگه بنظر میرسیدن، حتی صدای کلاغ‌ها هم خوشحال بنظر میرسید. برای پسر بچه‌ای که بغل مامانش بود زبون درمیاره و با خندیدن بچه با خوشحالی میخنده. با لبخند در کافه دکه مورد علاقشو باز میکنه و انگشت حلقشو به دوستش نشون میده. -هی تیم یه چیز رنگی برام بزن!! هرکسی امروز اومد کافت مهمون من تیم میدونی که این روزا چقدر برام خاصه. تیم همیشه آدما انقدر خوشحالن؟ همیشه شهر انقدر رنگی بوده؟ همیشه انقدر حرف میزنم؟

زندگی2:

با نارحتی سرش رو بالا میگیره و به آسمون خاکستری خیره میشه، با خودش فکر میکنه شهر همیشه همینقدر خاکستری و بی رنگه؟ به انگشت حلقه خالی از حلقش نگاه میکنه و چشماش پر اشک میشه. امروز کلاغ هاهم نوای مرگ میدادن! همه چیز بی روح تر از هر وقت دیگه ای بود. با دیدن دختر بچه بغل مامانش چشماش پر اشک میشه و با غصه به دختر نگاه میکنه. دختر منم میتونست همینقدر خوشگل باشه. قطره اشک اول! به همه رویاهای بر باد رفته‌اش فکر میکند و قطره اشک دوم! زیر لب برای خودش حرف میزنه، منو ببخش دوباره گریه کردم... در کافه رو باز میکنه، احساس میکنه کافه با وجود اون همه نور هنوز هم تاریکه، همین که تونی میپرسه خوبی سد بغضش شکسته میشود و بلند بلند میزند زیر گریه. قطره اشک سوم!

‌‌‌‌‌‌𝑨𝒏𝒊𝒎𝒂 ‌‌‌‌‌ 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚
Last Comments :
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂 Wednesday, 22 Tir 1401، 10:12 AM

مسمومیت آلبالویی

دیرو دوست بابام برامون آلبالو اورد، هر آلبالو اندازه یه بند انگشت بود و بی نهایت خوشمزه بود. منم یه عالمه ازش نشسته خوردم جونم براتون بگه که دیشب ساعت ۱۲شب شروع کردم لرز کردن، دمای بدنم یه جوری شده بود انگار مردم انقد یخ کرده بودم، بزور پاشدم پتو اضافی کشیدم رو خودم ولی بازم خیلی سردم بود. رفتم در اتاق مامانم اینا که صدا بزنم مامانمو همینکه در اتاق باز شد و بابام گفت بیا ببینم چی شده، یهویی گلاب به روتون حالت تحوع گرفتم، گند زدم به کل فرش راهرومون، انقد که مامانم جمع کرد انداخت دور فکر کنم.

پند اخلاقی داستان: میوه هاتونو حتما بشورید و بخورید

𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 برسام محمدشاهی 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 گلی 🍀🍓  𝙅𝙀𝙊𝙉 𝙎𝘼𝙉𝘼 .. 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 برسام محمدشاهی  𝙅𝙀𝙊𝙉 𝙎𝘼𝙉𝘼 .. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 زنیکه 🌚💍 زنیکه 🌚💍 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 زنیکه 🌚💍
Last Comments :
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂 Tuesday, 14 Tir 1401، 10:09 PM

𝓭𝓪𝔂𝓼 𝓾𝓷𝓽𝓲𝓵 𝓭𝓮𝓪𝓽𝓱-𝓭6

دیشب تا ساعت 4 صبح بیدار بودیم و چرت و پرت میگفتیم درحالی که صبح ساعت 11:40 دقیقه کلاس گیتار داشتم

واو، نگم براتون از کلاس گیتارم، معلم قبلیم، کابوس متحرک بود!! اصلا میدیدمش اسمم یادم میرفت ولی این واقعا خیلی کیوت و سافته و تو یه جلسه اندازه سه جلسه اون یادم داد....نمیتونم بگم چقد خوب بود، اصلا واقعا هفتم رو ساخت، میخوام روزی سه ساعت تمرین کنم ولی دستام نمیکشه بیشتر از یک و نیم ساعت الان دست راستم که باهاش فرت میگیرم شده رنگ بادمجون . برگشتنی از کلاسم رفتیم پت شاپ سگ ببینیم چقدر سگ عزیز بود و ذوق کرده بود داشت از دیوار پارکش میکشید بالا که بپره بیرون سگ سفید خیلی خوشگل کوچولویی بود خیلیی خوب بود دلم سگ میخواد الان، 17میلیون پول سگه بود باید کلیم رو میزاشتم میاوردمش خونه

از رفیقم چندتا کتاب جدید گرفتم، باید تا جایی که میتونم کتاب بخونم

روزی یک ساعت برنامه نویسیم سر جاشه

امروز خواهرمو بردم کلاس طراحی ثبت نام کردم و اگه اقای m کلم رو نمیکند قطعا خودمم بجای باشگاه میرفتم کلاس طراحی دیشب طراحی های دوستمو دیدم اصلا نگم براتون! عکس کوک و تهیونگ و جیمین رو کشیده بود و هر وقت میدیدمشون اینجوری بودم که واییی منم باید یادبگیرم ادمای مورد علاقمو اینجوری بکشم بزنم به دیوار

..... 0-0 ~. 𝐃𝐈𝐀𝐍 .~ ~. 𝐃𝐈𝐀𝐍 .~ ~. 𝐃𝐈𝐀𝐍 .~ ~. 𝐃𝐈𝐀𝐍 .~ ~. 𝐃𝐈𝐀𝐍 .~ گلی 🍀🍓
Last Comments :
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂 Monday, 13 Tir 1401، 09:58 PM

𝓭𝓪𝔂𝓼 𝓾𝓷𝓽𝓲𝓵 𝓭𝓮𝓪𝓽𝓱-𝓭7

روز به روز دارم بیشتر از خودم متنفر میشم

همش دارم خودمو با بقیه مقایسه میکنم و هی احساس کمبود دارم و این مقایسه کلا از بیخ و بن اشتباهه ولی هیچ جوره نمیتونم جلوی مغزم رو بگیرم! احساس احمق بودن میکنم احساس میکنم بیخودی زندم احساس ضعیف بودن میکنم

از فردا جلسه اول گیتارم بعد دو سال و خورده ای شروع میشه...:) ولی خدایی ۴تا جلسه ۲۰-۳۰ دقیقه ای ۲۷۰خیلیه! دلم نمیخواد برم باشگاه نقاشی های دوستمو که دیدم دیگه واقعا دلم میخواد برم کلاس نقاشی ولی میدونم اگه نرم باشگاه اقای m کلم رو میکنه و زندم نمیزاره از اردیبهشت گیر داد که حتما باید بری باشگاه

فردا میخوام کتاب جدید رو شروع کنم مهم نیست الان چقدر حالم گرفتست و چقدر احساس غریبی و تنها بودن و اضافه بودن دارم ولی فردا یه روز جدید و پر اتفاقای جدید

شبتون بخیر

𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ناشناس ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 گلی 🍀🍓 گلی 🍀🍓  𝙅𝙀𝙊𝙉 𝙎𝘼𝙉𝘼 .. گلی 🍀🍓  𝙅𝙀𝙊𝙉 𝙎𝘼𝙉𝘼 ..  𝙅𝙀𝙊𝙉 𝙎𝘼𝙉𝘼 ..  𝙅𝙀𝙊𝙉 𝙎𝘼𝙉𝘼 ..
Last Comments :
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂 Sunday, 12 Tir 1401، 10:39 PM

𝓭𝓪𝔂𝓼 𝓾𝓷𝓽𝓲𝓵 𝓭𝓮𝓪𝓽𝓱-𝓭8

امروز دیگه جدی جدی تابستونم شروع شد، راستش نمیدونم میخوام پیش کی برم کلاس گیتار امروزم حوصلم نگرفت برم شماره های آموزشگاه هارو دربیارم فردا با کیم میریم بیرون از چند تا آموزشگاه میپرسیم بالاخره یه جا ثبت نام میکنیم! دارم روزی 40 صفحه کتاب با سرعت 900کلمه بر دقیقه میخونم که خیلی پیشرفت بزرگیه و فردا کتاب "شاد بودن کافی نیست" آقای منسن رو تموم میکنم. باشگاه هم باید ثبت نام کنم که اگه باشگاه بوکس نزدیک خونمون باشه میخوام برم بوکس نباشه هم هر ورزش رزمی دیگه ای اوکیه فرقی نداره برام

چقد حس عجیبیه که بعد از مدت ها با یکی که قبلا خیلی صمیمی بودید حرف میزنی و میفهمی چقدر عوض و عوضی شده و چقدر آدم قبلیش جذاب تر و بهتر بود... یه جورایی حس غریبه بودن با خودتو زندگیت داری

دارم برنامه نویسیم رو دوباره ادامه میدم احتمالا از یکی دو هفته دیگه اول قالب وبلاگ خودمو درست میکنم، بعدم شروع میکنم قالب زدن برای بیان، بجز html , scc دارم پایتون هم کامل میکنم و میخوام با پایتون هم برنامه نویسی کنم.

راستش شک دارم بخوام برم دانشگاه یا نرم چون داریم توی دنیایی زندگی میکنیم که مدرک گرایی داره از مد میفته کلا ولی خب راحت ترین راه برای خارج رفتن برای من درس خوندنه باید بشینم سبک سنگین کنم میخوام پشت کنکور بمونم یا نه چون سخته بخوام رشتمو عوض کنم باتوجه به اینکه احتمال هم داره که عمومی ها کلا حذف بشه و فقط اختصاصی ها میمونه، باید راجبش با داییم مشورت کنم.

فتوشاپی که پارسال دورش رو شرکت کرده بودم و کلا مونده بود رو دستمم دارم شروع میکنم دوتا دوتا درساشو میبینم که شروع کنم ادیت زدن.

منتظرم بابام پول توجیبیممو فردا بعد از قرن ها بده باید کلی چیز بخرم باهاش


+حال دلتون چطوره؟

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ERLIN uwu ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ERLIN uwu ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 nooshi ‌ ‌ nooshi ‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 nooshi ‌ ‌ nooshi ‌ ‌ nooshi ‌ ‌ nooshi ‌ ‌ 𝓳𝓸𝓳𝓸 𝓳𝓸𝓳𝓸
Last Comments :
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂 Wednesday, 8 Tir 1401، 10:14 PM

𝓭𝓪𝔂𝓼 𝓾𝓷𝓽𝓲𝓵 𝓭𝓮𝓪𝓽𝓱-𝓭9

خیلی خب دیروز نت نداشتم و میخواستم زود بخوابم پس انلاین نشدم کلا

امروز صبح توی راه جلسه کنکور بودیم که فهمیدم کارتمو اشتباه اوردم:| خلاصه مجبور شدیم دور بزنیم برگردیم کارتمو عوض کنم. سر جلسه برای اولین بار وقت کم آوردم، همه سوالارو بلد بودم خیلی از قلمچی راحت تر بود عمومیش و عملا فر خورده بودم که چرا دارم وقت کم میارم عربیمو آخر میزنم همیشه و وقت کم آوردم براش نرسیدم سوالای شک دارمو که گذاشته بودم برا دور دوم حتی نگاه کنم که ببینم میتونم چیزی جواب بدم یا نه! خلاصه که قمر در عقرب بود. یکی از دوستام چند تا صندل ازم جلوتر بود کیمم کلا ردیف کناریم جلوی جلو بود. تقریبا باهم دادم باهم برگشتیم

هیچ حسی ندارم راجب آزمون فقط الان این شکلیم که خب اوکی هرچی پیش آید خوش آید:)

احساس میکنم همه جسم و روحمو جا گذاشتم سر جلسه و اومدم بیرون

حوزه امتحانیم با سر کار آقای d یکی بود، تمام طول راه دعا میکردم آقای d عزیزتر از جانمو نبینم که گند نخوره به کل روزم  اعصابم خورد نشه! اصلا از حجم نفرتم به این بشر هرچی بگم کم گفتم

جاتون خالی به مناسبت کارنامه خواهرم و کنکور هنر من شام پیتزا داریم

احساس میکنم بجز درس خوندن هیچ کاری برای انجام دادن ندارم و الان که دیگه لازم نیست هر روز درس بخونم و دغدغه کنکور رو داشته باشم کل روزم بیکارم باید برا خودم کلی کار دست و پا کنم

کتاب شاد بودن تنها کافی نیست اقای مارک منسن به شدت پیشنهادیه حوصلم بگیره براتون میزارم از تیکه هاش خیلی خوب و آموزندست بخونید حتما

تو اردیبهشت داییم میخواست بیاد خونه مامان بزرگم (یکی از دایی هام خونشون خیلی دوره) بعد یه کتابخونه بزرگ داره بهش گفتم که برام کتاب توسعه فردی بیار گفت کنکورتو بده بعدش میارم حتما الان دوباره 17تیر میخوان بیان میخوام دقیقا از جلسه درومدم بهش پیام بدم که داییییی گفتی کنکورمو بدم کتاب میدی کتاب بیار برامXD هدف گذاریم اینکه تا آخر تابستون حداقل13تا کتاب بخونم (هفته ای یه کتاب) ولی جیبم اجازه نمیده به همچین هدف گذاری فکر هم کنم


+یکم حرف بزنیم؟

𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ERLIN uwu 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ERLIN uwu برسام محمدشاهی nooshi ‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ERLIN uwu
Last Comments :
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂 Monday, 6 Tir 1401، 10:35 PM

𝓭𝓪𝔂𝓼 𝓾𝓷𝓽𝓲𝓵 𝓭𝓮𝓪𝓽𝓱-𝓭10

امروز خواهرمو با تمام غر زدن‌هاش که کی صبح میره باشگاه و چرا باید برم باشگاه و نمیخوام برم و باید بیای بشینی نری و این چرت و پرتا بردم گذاشتم باشگاه و بعدش  با کیم رفتم که اون 180تومن بن کتابمو نقد کنم! 3تا کتاب آوردم که از امشب شروع کردم خوندنشون ولی اصلا نمیتونم از بینشون یکی رو انتخاب کنم که بخونمش. امروز تو کتاب فروشی دوست دوران راهنماییم رو دیدم، این دختر یه فرشته واقعی که برا ما و کلاسمون و بچه بازی هامون خیلی بود. خیلی دلم براش تنگ شده بود دیدنش خیلی حس خوبی داد بهم اومده بود برا کنکورش مداد بخره.

امروز اومدم جاروبرقی رو بردارم جارو بزنم اتاقو بعد آینه عروسی مامانم که خیلی قدیمیه هم پشت جارو برقی بود من جاروبرقی رو برداشتم اصلا هم جاروبرقی بهش تکیه نداده بود نمیدونم چی شد یهو آینه افتاد شونصد تیکه شد!! هرچی سنگ مال پای لنگه

کاش مامانم میفهمید با هر حرفی که میزنه چقدر دل من میلرزه و چقدر قشنگ میتونه از خودمو زندگیم و همه چیزم متنفرم کنه. من هر روز کلی خودمو قانع میکنم کلی  با خودم درگیرم که خودمو وجدانمو راضی کنم و مامانم با یه نگاه، همه چیزو به باد میده

استرس دارم بیشتر از این حرفم نمیاد دوست داشتین شما باهام حرف بزنین

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚
Last Comments :
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂
𝒃𝒂𝒓𝒊𝒔𝒕𝒂 Sunday, 5 Tir 1401، 10:12 PM

𝓭𝓪𝔂𝓼 𝓾𝓷𝓽𝓲𝓵 𝓭𝓮𝓪𝓽𝓱-𝓭11

دارم از عذاب وجدان بابت همه اتفاق هایی که افتاد میمیرم! از عذاب وجدان همه پول هایی که مامانم خرجم کرد، همه جاهایی که بخاطرم نرفت، همه کارهایی که بخاطرم نکرد... امروز میخواستم کارتمو پرینت بگیرم تو واتساپ براش فرستادم که با لب تاپم دانلودش کنم، یه چیزی بهم گفت که تا آخر عمرم برا عذاب وجدان کشیدنم کافیه.

امروز رفتم بیمارستان بابت کهیرهام، اشتباه نکنید امروزو با کیم نرفتم با خاله و زنداییم رفتم اونا بابت حساسیت خود زنداییم و دخترخالم میخواستن برن و نوبت داشتن  منم مامانم یادش رفته بود بگه برا منم وقت بگیرن بخاطر همین همینجوری پاشدم رفتم بین اونا رام انداختن. بیماستانی که رفتیم محیط آموزشی بود، بعد یه عالمه نیمچه دکتر بودن زل زده بودن بهت و قشنگ پشمات میریخت! چندتاشون از اون خرخونا بودن هی همش جلو بودن نظر میدادن یکیشونم صندلیشو گذاشته بود پشت دکتر و خوابیده بود برا خودش. یه آزمایش برام نوشت که سه شنبه باید انجام بدم با یه بسته قرص ولی گفت اگه قرص بهم نسازه مجبورم ماهی 5میلیون آمپول بخرم، تا آخر عمر خودمو بخارونم 5میلیون ماهی نمیدم یه آمپول کوفتی:|

خالم اینا بالاخره امروز رفتن خونشون، از پنج شنبه اینجا بودن دیگه داشتم از دستشون چل میشدم، داییم و زنداییم خیلی خوب و کول و گوگولین، پسرداییمم که یه جوجه کوچولوعه بغلی که این چند روز تا جایی که تونستم چلوندمش ولی خالم اینا...

آدم دوازده ساعت فعالیت جسمی بکنه، ولی یه ساعت درگیری فکری نداشته باشه با خودش و وجدان و عقل و احساسش که این یه ساعت اندازه ده سال پیرت میکنه

چرا ماست انقدر گرونه؟؟ بی شعورها دبه ای 67تومن؟؟؟؟؟؟؟ سر آوردین؟؟؟؟؟؟ من از وقتی یه ذره بودم بزور ماست بهم غذا میدادن الانم با هرچی که بشه ماست میخورم ولی انقد گرونه آدم هر قاشقش رو با عذاب وجدان میده پایین! بخدا هیچ وقت این قیمت ها عادی نمیشه

Luna ‌‌‌ 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 Luna ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓾𝓶 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 𝘾𝙤𝙩𝙩𝙤𝙣 .. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚
Last Comments :
قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ بعدی
Made By Farhan TempNO.7